الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
مقدمة 18
الغدير ( فارسي )
همآهنگى آن با متن « الغدير » داشتهام ، اعتراف مىكنم كه گزارهء حاضر منتهاى خواسته و آرزوى من نيست و اين اعتراف بدان اعتبار است كه هيچ نوشته و اثرى نيست كه با دوباره خوانى حسرت به نويسى آن را نخوريم و تجديد نظر در آن را ضرور ندانيم . عماد الدين اصفهانى ( م 597 ه ق ) گويد : « انى رايت انه لا يكتب انسان كتابا فى يومه الَّا قال فى غده : لو غير هذا لكان احسن و لو زيد كذا لكان يستحسن و لو قدم هذا لكان افضل و لو ترك هذا لكان اجمل و هذا من اعظم العبر » « 1 » . و مىدانيد كه كار مترجم از اين جهت ، دشوارتر از نويسنده است چه وى در قيد لفظ و معنى و عبارت و تعبير مؤلف اصلى است و با همهء قلم گيرىها و بازنويسها اعمال هيچگونه عقيده و سليقه اى نتواند كرد و من به همين دليل و با اعتراف به لزوم تجديد نظر در اين ترجمه ، از همهء نارسائيهاى گزارهء حاضر پوزش مىطلبم و براى مزيد معذرت نكات زير را ياد آورى مىكنم : 1 - چنان كه گفتم ، اصرار داشتهام ، امانت در ترجمه را رعايت كنم ، اين اصرار تا آنجا اعمال شده است كه اگر ايجاز و اطنابى يا حذف و تكرارى در متن بوده از هر گونه تصرّف و تغيير ، تهى مانده و حرمت امانت بيش از حسن عبارت ملحوظ گرديده است . 2 - مىدانيم كه ترجمهء سخن منظوم از اثر منثور مشكلتر است چه برگرداندن زبان شعر و احساس شاعر و سرودهء سراينده اى كه از همهء امكانات زبان و ويژگيهاى كلام مدد مىگيرد و حتى به نگار كلمه و هموارى حروف عنايت دارد . اگر محال و ناممكن نباشد ، ديرياب و دشوار خواهد بود . نگارنده به اين دشوارى آشنائى
--> ( 1 ) - مىپندارم كه هر انسانى كه امروز كتابى مىنويسد ، فرداى آن مىگويد : اگر غير از اين مىنوشتم يا بر آن چنين مىافزودم يا آن عبارت را پيش مىآوردم و اين يكى را مىانداختم بهتر و نكوتر و زيباتر بود و اين بزرگتر مايهء پند است . نقل از صفحهء « پ » رياض المعارف ( از هر فنى )